
خدايا!
ما اگر بد کنيم . . .
تو را بنده هاي خوب بسيار است. . .
تو اگر مدارا نکني . . .
ما را خداي ديگر کجاست ؟
+ : دل نوشته هاي سکوت |
من فروغ فرخزاد
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...
+ : دل نوشته هاي سکوت |
چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست نوشته است: بهار است ، شاخه ها سبزند ... مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم درون قاب خزان ایستاده ام ، بی برگ تو مثل باد بهاری ، گره گشا ، سرسبز ... قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی ...
بهار آمده ، اما مرا بهاری نیست
ولی به گفتهّ تقویم اعتباری نیست
به باد هرزهّ اردیبهشت کاری نیست
ز هیچ رهگذرم چشم انتظاری نیست
ولی دریغ ، تو را عهد استواری نیست
گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست...!
+ : دل نوشته هاي سکوت |
| ||||||